این داستان درباره زن جوانی به نام می، که به عنوان یک دختر جوان توسط کسی که خود را "باتلر" می نامد، نجات یافت. هرچند تنها با یک خاطره مبهم از او، خاطرات،افکار و تحربیات شبیه یک خاطره اند. اما یک روز بعد از مرگ پدر و مادرش، آن مرد ظاهر میشود: ریحیتو از یک رده خدمتکاری برجسته می آید، و او برای خدمت به می انتخاب شده است. در حال حاضر زندگی می دچار دگرگونی شده و متوجه شده ک در واقع وارث ثروت است، و مجبور به انتقال به آکادمی دختران سنت لوسیا است، که در آن تمام دانش آموزان خدمتکار دارن ! در نتیجه، دوست دوران کودکی او، کنتو تصمیم می گیرد تا در یک مدرسه خدمتکاری ثبت نام کند تا بتواند به او نزدیک شود. تکیوگرافی