هونگ سون هی یه زن خانه داره قوی، شاد و خوشبخته که در دوره نوجوانی به خاطر زیبایی و جذابیت فوق العاده اش بین همکلاسیهایش در کالج معروف بوده و در میان این خیل عظیم از عاشقان سینه چاک، تنها کسی که سون هی اون رو دوست داشته پسری به نام سونگ جائه بین بود. حالا پس از گذشت ۱۰ سال از آن روزهای شادو پرالتهاب دوره نوجوانی و با داشتن همسر و یک فرزند دختر دوباره با عشق اولش به صورت خیلی تصادفی ولی جذاب و دیدنی ملاقات می کنه اما اون پسر نوجوون عاشق پیشه حالا تبدیل به محبوب ترین و معروفترین هنرپیشه مرد کره شده و بخاطر حفظ جایگاهش بعنوان یه سوپر استار اسم و سن و همه مسائل خصوصیش رو مخفی کرده و یا تغییر داده بعبارتی به جای یک مرد سی و پنج ساله با اسمی معمولی، خودش رو مردی ۳۲ ساله با اسمی هنری و از خانواده ای اصیل که مقیم خارج از کره هستند معرفی کرده از اون طرف سون هی در وضعیتی بسیار اسف بار بخاطر قرضهایی که شوهرش بالا آورده و فرار کرده زندگی می کنه و اصلا به ذهنش هم خطور نمی کنه که این هنرپیشه که حتی دختر خودشم دیوانه وار عاشقشه همون جائه بینه که خودش یه زمانی عاشقش بود و هم دیگر رو دوست داشتند. جالب اینه که این هنرپیشه با اینهمه دختری که عاشقشن هنوز ازدواج نکرده. سونگ هی به خاطر بدهکاریهای شوهرش از سونگ جائه بین تقاضای کمک میکنه اما جائه بین تقاضای کمک اون رو رد میکنه و…. در طول سریال ما شاهد کشمکش ها و بده بستانهای عاطفی زیادی بین این دو خواهیم بود که در پایان هر دو انها به این نتیجه میرسند که احساسی که در ۱۹ سالگی گرفتارش بودند هنوز تمام نشده است.