سریال مربوط به زمان حکومت اخرین پادشاه گوگوریو می باشد. در این دوره کشور هایی مانند تانگ و شیلا، گوگوریو را سوژه ی حمله قرار داده و لشکرکشی آن ها همیشه از قلعه مرزی به نام آنسی شروع میشود که به دلیل کوهستانی بودن آن منطقه و رهبری فرد لایقی به نام یانگ مانچون این قلعه همیشه برای گوگوریو پیروزی می اورد . در اولین حمله ی تانگ به گوگوریو،در این قلعه پسری به دنیا می اید که به گفته ی ستاره شناسان در اینده امپراطور خواهد شد و این شایعه دهن به دهن به پایتخت و به گوش وزیر جنگ میرسد.او که برای سرکوب تانگ همراه ارتش به انسی میرفت با شنیدن این شایعات خشمگین شد و هنگام رسیدنش به دنبال آن بچه گشت.پدرش که یک ژنرال ساده ارتش است نیز تلاش میکند تا وانمود کند فرزندش دختر است اما موفق نمیشود و پس از ماجراهایی آن ها فرار میکنند و پدر بچه که ته جونگسان نام دارد مجبور میشود زن و فرزندش را به دریا بیندازد و خود سربازان را عقب نگه دارد که در این بین تعدادی ماهی گیر زن و فرزندش را یافته و وقتی هویت آن دو را میفهمند به پایتخت تحویل میدهند. .وزیر جنگ نیز شخصا به این قضیه رسیدگی میکند و چون دلش به حال بچه سوخته بود وی را به عنوان یک برده بزرگ میکند. این بچه که ته جویونگ نام دارد با زکاوت و پشت کار خودش به تدریج مراحل پیشرفت را طی نموده و وقتی به سن جوانی می رسد هویت خویش را می یابد و وزیر جنگ نیز به او اجازه رفتن می دهد