سیزده سال پیش،خانواده آبه به حومه شهر که نزدیک طبیعته، نقل مکان میکنند،این خانواده دختره خوشگلی داره به نام یوکو که از پدری فرانسوی “توما” و مادری ژاپنی “میکیکو” متولد شده است،مادر یوکو برای دخترش رویاهای بزرگی داره و اونو به مصاحبه کمپانی cm میبره و راه ریکو برای یک فرد مشهور شدن باز میشه. سال ها میگذره و یوکو حالا برای خودش توی یه کمپانی معروف سرگرمی قرارداد بسته اما یوکو یه حس ناهمگونی بین زندگی واقعیش و زندگی در دنیای سرگرمی حس میکنه، در این میون با یک دنسر به نام “سیکو” آشنا میشه کسی که راه خودشو میره و عقاید خودشو دنبال میکنه. یوکو عاشق سیکو میشه و کابوس شروع میشه….